السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

35

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي )

سلاح خود را بر زمين گذارد امان خواهد يافت . » و دقيقا شيوهء پيامبر ( ص ) را در فتح مكه در پيش گرفت . در جنگ صفين ابتدا مردم شام ، راه آب را بر او و يارانش بستند و ايشان را از دسترسى به آب بازداشتند . اما زمانى كه زمام جنگ به دست على و يارانش افتاد ، به وى گفتند : آيا آب را بر روى سپاه شام ببنديم ، همان‌طور كه خود آنها چنين كردند ؟ آن حضرت پاسخ داد : خير سوگند به خداوند « هرگز كردار آنها را در پيش نخواهم گرفت » و پيوسته به سپاهيانش سفارش مىكرد كسانى را كه از ميدان كارزار مىگريزند ، تعقيب نكنند و مجروحى را به قتل نرسانند . عدالت على ( ع ) اگر به عدل او نظر شود مىبينيم كه او در اين عرصه نيز همتايى ندارد . ابن اثير در كتاب اسد الغابه گويد : زهد و عدالت على را نمىتوان در ديگران سراغ كرد . پيش از اين نيز سخن مؤلف استيعاب را در اين‌باره در شرح منش و خلق‌وخوى على ذكر كرديم . به راستى دربارهء عدالت خليفه‌اى كه حتى نانى را كه از اصفهان براى او آورده بودند ، و آن را مانند مالى كه تقسيم كرده بود ، به هفت تكه قسمت كرد و هر قسمت را به كسى داد ، چه مىتوان گفت ؟ ! او در تقسيم بيت المال بين خود و ديگران هيچ تفاوتى نمىگذاشت و بين مردم اصل مساوات را پيش چشم مىگذاشت . فصاحت على ( ع ) در فصاحت و بلاغت ، او پيشواى فصحا و سرور بلغاست . در اين‌باره همين بس كه گفته‌اند : گفتار على ، پس از سخن پيامبر ، بالاتر از كلام مخلوق و پايين‌تر از كلام خالق است . معاويه ، دشمن سرسخت او ، مىگويد : « به خدا سوگند ، سنت فصاحت در قريش فقط توسط على بنيان گذاشته شد . براى هيچ‌يك از صحابه يك دهم يا نيمى از آن ، سخن فصيح را ، جمع‌آورى نكرده‌اند . بر ما قبيح است اگر بخواهيم شواهد و دلايلى دربارهء اثبات فصاحت على ( ع ) ارائه دهيم . و اين كار مانند آن است كه كسى براى اثبات روشنايى خورشيد درخشان بخواهد دليل و شاهد اقامه كند . هيچ‌چيز در نزد خرد درست نمىنمايد اگر قرار باشد كه روز براى اثبات خود به دليل و شاهد نيازمند باشد و در اين باب چه دليلى رهنماتر از گفتارى است كه در كتابهايى همچون نهج البلاغه ، و ديگر كتب از آن حضرت باقى مانده است . البته در بحثهاى بعدى دربارهء